تالیف: دکتر علیرضا اطمینان / انتشارات سلسله الرضا / پائیز 94/
ابنعربی توجه ویژهای به قصهی مذکور داشته و در مواضع مختلفی از فتوحات مکیه و فصوصالحکم خویش به این قصه اشاره کرده و نکات فراوانی از آن استنباط کرده است. وی در فصّ موسوی بطور ضمنی به تطبیق قصهی مصاحبت موسی و خضر علیهماالسلام که در سورهی کهف آمده با سه اتفاق مهم از زندگی موسی که در اوایل سورهی قصص آمده است پرداخته و در واقع به نوعی تفسیر قرآن با قرآن انجام داده است. لُبّ سخن وی در این فصّ این است که خضر اول موسی را به سفر دریایی برد و از این کار قصد داشت تا موسی را به یاد اولین اتفاق مهمّی که در زندگی برایش افتاد بیاندازد. وقتی موسی به دنیا آمد مادرش ابتدا چند روزی او را نزد خود نگاه داشت و به او شیر داد ولی از ترس اینکه مبادا فرعونیان بر فرزند او دست یابند و او را بکشند به وحی الهی فرزند شیرخوارش را درون تابوتی گذاشت و به دریا سپرد. و از لطف عمیم خداوند امید داشت که فرزندش را به سوی او برگرداند. این کار در ظاهر ممکن بود باعث هلاک موسی شود اما در باطن و عملاً باعث نجات او از شرّ فرعونیان شد. و این از اولین الطاف الهی در حق موسی ع بود. خضر با تخریب کشتی قصد داشت تا کشتی را معیوب سازد تا از شرِّ غصبِ ملکِ غاصب برهاند. ظاهر کار خضر ممکن بود باعث شود که کشتی اهل خودش را غرق کند ولی باطن کار او باعث نجات کشتی از تصرف پادشاه ستمگر بود. ظاهر کار او شرّ و نقمت بود ولی باطن کار او خیر و نعمت بود.