خوابیدن علی ابن ابیطالب علیه السلام در بستر پیامبر ص:
با خبر شد چون نبی از
کیدشان
ساخت مکری تا رهد از صیدشان
اغلب مفسرین شأن نزول آیه :
وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ (انفال-14)
را درباره داستان نقشهی قتل پیامبر ص توسط مشرکان مکه ذکر کردهاند. طبق این روایت تاریخی بعد از اینکه مشرکان مکه در دارالندوه با هم برای قتل پیامبر همپیمان شدند پیمبر ص توسط جبرئیل از این موضوع آگاه شد و برای ناکام ماندن دشمنان و حفظ جان خویش که حفظ اسلام در گروی زنده ماندن ایشان بود تصمیم به هجرت بسوی یثرب گرفت. البته پیامبر قبلا نمایندهای بسوی بزرگان اوس و خزرج در یثرب فرستاده بود و آنها با مصعب بن عمیر نماینده پیامبر بیعت عقبهی اولی را بسته بودند و بعد از آن هم در بیعت عقبهی ثانی عدهای از معاریف و افراد سرشناس آن دو قبیله با پیامبر دیدار کرده و با او بیعت کرده بودند و از ایشان خواسته بودند که به یثرب تشریف ببرند و ریاست آنجا را به عهده بگیرند و قول یاری و همکاری به ایشان داده بودند.
در جریان واقعهی هجرت پیامبر از مکه به مدینه که نقطهی عطفی در تاریخ صدر اسلام است و باعث پیشرفت کار حضرت محمد ص شد و بعد از این واقعه ی مهم – که بعد ها به پیشنهاد مولی علی علیه السلام آنرا سرآغاز تاریخ هجری قرار دادند – نقش دو نفر از اصحاب نزدیک پیامبر از بقیه صحابه پررنگتر و بارزتر است:
اول- امیرالمؤمنین امام علی بن ابیطالب ع که با طیب خاطر به استقبال مرگ رفت و به جای پیامبر ص در بستر ایشان خوابید و بعد از اینکه نقشه ی دشمنان نقش بر آب شد باتفاق فواطم (فاطمه بنت نبی و فاطمه بنت اسد و فاطمه بنت زبیر) راهی یثرب شد و آنها را بسلامت به پیامبر رساند.
دوم- ابوبکر بن ابی قحافه که از مسلمانان متقدم بود و در راه پیشرفت اسلام در زمان حیات رسول الله ص از ثروت و مکنت خود گذشت و خدماتی در این راه انجام داد. در جریان واقعهی هجرت نیز ابوبکر افتخار مصاحبت با پیامبر ص را در طول راه و بمدت سه روز در غار ثور داشت.
درباره ی هر دو نفر آیاتی در قرآن نازل شده است که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
و آن علی از جمله یاران
در سبق
وا نهاد او جان شیرین در طبق
با علی چون راز را
رندانه گفت
شیر حق در بسترش مردانه خفت
در چند بیت بعدی چند وصف از اوصاف امام علی ع را آورده ایم.
آنکه در میدان به تیغ آخته
بی زره بر خصم کافر تاخته
در احادیث تاریخی متعددی آمده است که علی ع در خیلی از جنگها بدون زره به مقابله با دشمن می رفت. مولانا درباره ی حمزه عموی پیامبر ص هم این موضوع را آورده است که بسیار خواندنی است.
آنکه باشد کاشف سر القدر
کی تأمل میکند در ترک سر؟
یکی از مقاماتی که برای انسان کامل هست آگاهی به سرالقدر هست. سرالقدر یعنی آنچه که در لوح محفوظ و لوح محو و اثبات درباره سرنوشت افراد نوشته شده است. در تفسیر آیه :
ن والقلم و مایسطرون
بعضی از بزرگان فرمودهاند که مراد از قلم در این آیه، قلم مشیت حق تعالی است که بر لوح محفوظ، تقدیر موجودات را مسطور و مکتوب نموده است. و پیامبر و ائمه اهل بیت ع به مقامی بار یافته اند که به سرالقدر آگاهند.
آن علی کز جام وحدت گشته مست
باده نوشیده ز صهبای الست
جام وحدت منظور جام توحید است یعنی از شراب طهوری نوشیده است که هر که از آن جام بنوشد جز یک موجود که خداست در عالم نمیبیند و همهی عالم را مظاهر و مجالی حق میبیند.
آنکه باشد حق مر او را
مشتری
کی فروشد جان خود را سرسری؟
اشاره به آیه:
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ (بقره-207)
است که در شأن علی ع در لیلة المبیت ( شبی که علی ع در بستر پیامبر خوابید ) نازل شده است.
یعنی: و از مردم کسانی هستند که جان خویش را در راه رضای خدا میفروشند. در حدیثی از امام علی ع در نهجالبلاغه نیز آمده است که:
ای مردم بدانید که بهای جان شما بهشت است مبادا آنرا به چیزی کمتر و ارزانتر از آن بفروشید.
البته منظور از بهشت که ثمن (بهای) جان انسان است بر حسب مراتب ایمان افراد متفاوت است. اعلی مراتب آن جنة الرضوان و جنة اللقاء و جنة الذات است بقول شاعر:
گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی / دوست ما را و همه جنت و فردوس شما را
که در واقع همان جنة القاء است. یعنی بهشتی که مؤمن در آن به شرف ملاقات پروردگار و تجلیات ذاتی و صفاتی و افعالی او میرسد و چه لذت و بهجتی بالاتر از ملاقات پروردگار؟!
جز به راه حق مده جان عزیز
تا شوی در مصر معنی تو عزیز
مصر در لغت به معنی شهر است. بین کلمات مصر و عزیز صنعت ایهام تناسب از صنایع ادبی بکار رفته است. کلمه عزیز در مصراع اول به معنی با عزت و در مصراع دوم به معنی عزیز مصر که وزیر پادشاه مصر بوده است بکار رفته و لذا تکرار قافیه محسوب نمیشود.
حق که جان میبخشد و مال ای پسر
آن خود را می خرد نیکو نگر
در سوره توبه آیه 110 خداوند میفرماید که جان و مال مؤمنان را میخرد و در ازای آن به آنها بهشت را میدهد.
إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ...
این آیه درباره بیعت با ولی خدا در هر زمان است. چنانکه در ادامه آیه میفرماید:
وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
و هر کس به عهد و پیمانی که با خدا بسته است وفادار بماند و به شرایط بیعت رفتار نماید پس آنان را بشارت بده به بیعتی ( خرید و فروش و معامله ای ) که با خدا کردهاند و این بیعت با خدا ( که بر دست نمایندگان الهی انجام میشود) فوز بسیار عظیمی است. بقول حافظ علیه الرحمه:
در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است/ خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
درباره بیعت پیش از این به تفصیل سخن گفتیم.
سر به خاک راه او باید
نهاد
تا رهد از بند دنیا این نهاد
نهاد در مصرع اول فعل سوم شخص مفرد از نهادن (=گذاردن) و در مصرع دوم به معنی طینت و سرشت است. تنها راه رهایی از اسارت و بند و قیود دنیوی- که مانع پرواز مرغ روح در فضای عالم قدس است- بندگی خدا و اطاعت از اولیای اوست.
پس امام المتقین یعنی علی
آنکه دل از غم به نورش منجلی
امام المتقین از القاب خاصه امام علی ع است. اشاره به آیه قرآن که میفرماید:
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا (فرقان-74)
و کسانی که میگویند: پروردگارا از همسران و فرزندان ما نورچشمانی به ما عطا بفرما و ما را برای پرهیزکاران پیشوا قرار بده.
مصرع دوم اشاره به علویه تفصیلیه دارد.:
ناد علیا مظهرالعجائب تجده عونا لک فی النوائب کل هم و غم سینجلی بولایتک یا علی ...
که در شب نبرد خیبر با یهود مدینه توسط جبرئیل به پیامبر ص گفته شد. یعنی :
علی را ندا بزن (و پرچم را بدست او بده) که او را در سختی ها برای خودت مددکار خواهی یافت. پس برای گشایش هم و غم خود از مقام ولایت تو ای علی استعانت میجویم. منجلی یعنی برطرف شدن هم و غم.
رفت و خوابیدش بجا از پر دلی
تا کند جان را فدای آن نبی
بود غمخوارش به هر رنج و محن
بد ورا یاور به سر و هم علن
محن جمع محنت به معنی غم و اندوه است. سر و علن یعنی پنهانی و آشکارا
بلکه در باطن بد او با
هر نبی
چه یکی زاسماء حق باشد ولی
حدیثی از پیامبر ص است که: یا علی! انت مع کل نبیا سرا و معی سرا و جهرا
یعنی: ای علی! تو با همه پیامبران در پنهانی بودی و با من در پنهانی و آشکار هستی!
در تفسیر این حدیث عرفا فرمودهاند که منظور مقام ولایت و علویت علی ع است که از زمان آدم ع تا خاتم ص با همه انبیاء و اوصیاء بوده است و تا کسی به مقام ولایت که جنبه ارتباط و اتصال با خداوند است (یلی الحقی) راه نیابد به مقامات بعدی یعنی نبوت و رسالت که جنبهی ارتباط با مردم (یلی الخلقی) و ابلاغ پیام خداوند و دعوت بسوی خدا و انذار (ترساندن) از جهنم و بشارت (مژده دادن) به بهشت است نمیرسد. و مصداق اتم و اکمل مقام ولایت هم علی ع است.