در اینکه انسان کامل آئینهی تمام نمای حق و صراط مستقیم تکامل انسانی است و حق به او شناخته شود و عبادت منحصر در اطاعت اوست: بنا عرف الله و بنا عبد الله
تا کنی ایمان خود تازه ز نو
از معیت نکتهای دیگر شنو
آن پیمبر خود بدی مرآت هو
(من رآنی قد رای الحق) گفت او
مرآت در لغت به معنی آینه است. در حدیثی از پیامبر ص آمده است که: المؤمن مرآة المؤمن یعنی مؤمن آینهی مؤمن است. در معنی این حدیث وجوه مختلفی را ذکر کردهاند. بعضی از عرفا فرمودهاند که منظور از مؤمن اول انسان مؤمن حقیقی است که همان انسان کامل است و منظور از مؤمن دوم خداوند متعال است. چرا که یکی از اسامی حق متعال المؤمن است یعنی ایمنی دهنده از عذاب جهنم.
مصرع دوم اشاره به حدیثی دیگر از پیامبر بزرگوار اسلام ص است : من رآنی فقد رای الحق
یعنی هر کس مرا ببیند بدرستی که حق (خد) را دیده است. البته بعضی این حدیث را اینطور معنی کردهاند که هر کس در خواب پیامبر را ببیند به تحقیق که او را دیده است چون شیطان نمیتواند بصورت ایشان متمثل شود.
گر چه در ظاهر بود عبد مطیع
لیک در باطن بود رب منیعمنیع یعنی بلند مرتبه. این بیت دربارهی مقام انسان کامل است. انسان کامل هم عبدالله است و نسبت به حق متعال عبودیت محض دارد و هم مظهر اسم شریف الرب است. ربوبیت به معنی پرورش دهندگی است. در باب صدم مصباح الشریعة که منسوب به امام صادق ع است آمده که: العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة یکی از معانی آن این است که انسان میتواند در اثر عبودیت و بندگی حق تعالی به جایی برسد که مربی سایر انسانها در سیر تکاملی بشود. یعنی انسان با بندگی و اطاعت محض از دستورات الهی به مقام ربوبیت (=مربیگری) انسانها میرسد. و در واقع رب الناس میشود.
گر بصورت سجده آرد بر اله
هم به معنی گشته مسجود سواه
انسان کامل رویی به عالم اله دارد که عبد است و ساجد است و رویی به عالم خلق دارد که از آن جهت مسجود همهی موجودات علوی و سفلی است. حتی ملائکه مأمور به سجدهی او شدند. سواه یعنی ماسوی الله(= هر چه جز خدا)
گفت: من هم چون شما هستم بشر
لیک در باطن به وحیام مفتخر
بستهی خواب و خور است گر این تنم
مهبط انوار وحی است این دلم
در آیه آخر سوره کهف میفرماید:
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ
یعنی بگو ای پیامبر که من هم بشری همچون شما هستم ( و از وجهه ی بشری به خوراک و پوشاک و مسکن نیازمندم) ولی فرقی که با شما دارم در این است که باطن من مهبط (= فرودگاه) انوار وحی است و قلب من چنان صافی شده است که حقایق عالم بالا در آن نمایش پیدا میکند. و آنچه که به من وحی میشود توحید و وحدت باریتعالی است. توحید اصل و اساس تمام شرایع الهی است. همهی احکام و معارف عبادی و سیاسی و اجتماعی مبتنی بر اصل توحید است.